در سالهاي اخیر به دلیل افزایش مصرف آب در بخش هاي شرب ، صنعت و کشاورزي و بعضاً خشکسالیهاي متوالی ، شاهد کمبود آب در فلات مرکزي ایران بخصوص شهر اصفهان بودیم.این کمبودها باعث گردید که رودخانه زاینده رود بتوالی خشک گردد و بعضی از دشتهاي کشاورزي بخصوص منطقه شرق اصفهان کشت نگردد.
تعدادي از راهکارهاي پیش رو جهت رفع مشکل کم آبی عبارتند از : تامین آب از داخل حوضه آبریز رودخانه زاینده رود ، انتقال بین حوضه ائی و افزایش راندمان انتقال و کاربرد داخل مزرعه .
در ارتباط با افزایش راندمان انتقال و کاربرد داخل مزرعه،از طریق احداث شبکه هاي نوین و استفاده از روش هاي جدید آبیاري ،اقدامات اساسی انجام و بعضاً در شرف انجام است و به نظر می رسد کافی باشد. زیرا افزایش راندمان آبیاري کاهش نفوذ آب داخل زمین و متعاقب آن خشک شدن چاه هاي منطقه را بدنبال خواهد آورد.
متعاقب آن تأثیر خشک شدن چاه هاي منطقه نیز کم شدن انعطاف استفاده از آب چاه ها در زمان آبیاري مزارع و به عبارت دیگر وابستگی شدید آبیاري مزارع ، به جاري بودن آب در رودخانه و کانالها است .
انتقال آب بین حوضه ائی نیز از طریق احداث تونلهاي شماره 1 ، 2و 3 کوهرنگ و چشمه لنگان با حجم تقریبی حدود 700تا 900 میلیون متر مکعب در سال و اخیراً احداث تونل آب از بهشت آباد در دستور کار قرار گرفته است که در ارتباط با زمان اتمام آن تاریخ دقیقی با توجه به اجراي طرح هاي مشابه و مشکلات طرح را نمی توان بیان نمود . یکی از راههائی که اخیراً و احتمالاً توسط افراد غیر کارشناس مطرح گردیده و بعضاً به گوش می رسد، انتقالآب از خلیج فارس یا دریاي مازندران به فلات مرکزي و اصفهان می باشد.
در این مقاله به ارزیابی طرح فوق پرداخته شد و نتایج حاصل از محاسبات مقدماتی انجام شده در این ارتباط ، عدم توجیه اقتصادي و اجرائی طرح را به اثبات رساند . بر این اساس قیمت تمام شده یک متر مکعب آب براي
حالاتی که زمان اجراي طرح 20 ، 10و 30سال بطول بینجامد ، بترتیب برابر با 100000 ، 27000 و 300000 تومان بدست آمد . بدیهی است ، چنین قیمتهائی براي هیچ کدام از کاربریهاي شرب ، صنعت و کشاورزي توجیه اقتصادي ندارد.
پیشنهاد می گردد در این برهه زمانی با توجه به امکانات اجرائی و اقتصادي موجود، از فکر انجام چنین پروژه هائی صرف نظر نمائیم . بدیهی است در صورت نیاز، توسط افرادیکه تجارب بیشتري در اجراي پروژه هاي بزرگ دارند، ابتدا چنین طرحهائی سنجیده شود و در صورت مثبت بودن جواب، در محافل علمی و مهندسین مشاور به قضاوت گذاشته شود و پس از آن اجرا شود تا مردم شاهد اجراي آن بوده و با چشم خودشان از منافع آن بهره مند گردد ، نه اینکه خداي نا کرده اجراي چنین طرحهائی توسط افراد غیر متخصص و بعضاً با دیدگاه هاي سیاسی و احتمالاً منحرف کردن افکار مردم جهت حل مشکل سریع آب شهرهائی مانند اصفهان و یزد مطرح شود . بدیهی است در چنین حالتی مردم اول امیدوار می شوند و پس از گذشت زمان و عدم اجراي طرح، باعث بدبینی نسبت به بدنه فنی و کارشناسی جامعه می گردد.
علیرغم تخصیص 100درصد آب انتقالی خلیج فارس به چادرملو، این واحد پرآبخواه معدنی سالانه حدود 3 میلیون متر مکعب آب فاضلاب اردکان را هم می بلعد!
استدلال و منطق در خصوص گسترش و ایجاد صنایع پر آبخواه در اوج بی آبی به بهانه انتقال آب خلیج فارس به یزد سوالی است که مسئولان استان به ویژه استاندار یزد باید پاسخگوی آن باشد.